یه تیکه از یه خیابونی هم هست اینجا بهش میگیم ولیعصر، خیلی حالِ خوبیه، کافه هاش مغازه ها آدما
بد من دوس دارم هی بیام رو مبلِ کافه هاشون بشینم در حالی که دارم چای مینوشم از پنجره دیواریاشون به دور دست خیره بشم. فانتزی اینم دارم که یه روز وقتی تو همین حالم یه مردِ مو جوو گندمی با یه پالتو و یه دستکشِ چرمی میاد میگه این صندلی رو بروتون جایِ کسیه؟
همه اینا همی ۵ دیقه پیش به گاع رفت. چون یهو دیدم بالا این ساختمون روبه رویی پرچمِ همجنس گراهارو زده، جویا شدم فهمیدم اینجا راسته همجنس گراهاس کلن
خلاصه اینکه هم نگرانِ تمایلاتِ خودم شدم که چرا انقد با اینجا ارتباط برقرار کردم، هم اینکه اگرم یارو بیاد احتمالا میخواد بگه موهاتو کجا کوتاه کردی مثلن یا اوه این کفشای فیلان برندتو خیلی دوس دارم
بد من دوس دارم هی بیام رو مبلِ کافه هاشون بشینم در حالی که دارم چای مینوشم از پنجره دیواریاشون به دور دست خیره بشم. فانتزی اینم دارم که یه روز وقتی تو همین حالم یه مردِ مو جوو گندمی با یه پالتو و یه دستکشِ چرمی میاد میگه این صندلی رو بروتون جایِ کسیه؟
همه اینا همی ۵ دیقه پیش به گاع رفت. چون یهو دیدم بالا این ساختمون روبه رویی پرچمِ همجنس گراهارو زده، جویا شدم فهمیدم اینجا راسته همجنس گراهاس کلن
خلاصه اینکه هم نگرانِ تمایلاتِ خودم شدم که چرا انقد با اینجا ارتباط برقرار کردم، هم اینکه اگرم یارو بیاد احتمالا میخواد بگه موهاتو کجا کوتاه کردی مثلن یا اوه این کفشای فیلان برندتو خیلی دوس دارم
No comments:
Post a Comment