Thursday, 17 May 2012

صبحانه سیگار و قهوه

"عزیزم* یه سری چیزا شماها داشتین ما نداشتیم"

شما انگری بردز داشتین ما نداشتیم، 
شما آواتار داشتین ما نداشتیم
خاله نرگس داشتین ما نداشتیم
ما جنگ داشتیم شما نداشتین،
کوی دانشگاه داشتیم شما نداشتین
رایِ ما کو داشتیم شما نداشتین
دل‌ِ خون داشتیم شما نداشتین 

"رفیق اینا همه اجباری بود، از اونا که توش دست نداری بود
یه چیزی تو زندگی ما بود، فک نکنم پیش شما بود"

ما منچ و مار پله داشتیم شما نداشتین
فکرو بکر داشتیم شما نداشتین
دزد و پلیس داشتیم شما نداشتین 
مهر و محبّت داشتیم شما نداشتین
عشق داشتیم شما نداشتین 
امید داشتیم ( هر چقدم کوتاه ) شما نداشتین 

* بعد دهه شصتی ها

No comments:

Post a Comment